پیش درآمد:عزاداری ها قبول .
رفیق عشق گیر داده بود که در مورد حوادث زاهدان عموما و در مورد بمب گذاری مسجد خصوصا زیاد می نویسی و کمتر به مطالب دیگر می پردازی اما در سفر اخیر اتفاقی افتاد که نتوانستم ننویسم:
******************
خیلی با هم رفیق نیستیم.در حد یک" قبول باشهء" بعد از نماز توی مسجد.اما مرا که می بیند با خنده سلام و علیک می کند.
می گویم:"جای "ح" خالی...تو راه بیمارستان پرید"
نگاهم می کند و می گوید:"بعضی هاشون از شهادت خبر داشتن"
:"بی خیال حاجی...اینا شهید هستند اما معصوم که نیستن...بالاخره مثل ما بودن"
:"نگو اینو...اگر ما مثل اوناییم پس چرا ما شهید نشدیم؟جدا از ان من چیزی می دونم که تو نمی دونی احتمالا"
:"بگو بدونم٬ البته اگر محرمم"
ناگهان می ایستد و به چشم هایم خیره می شود ٬می گوید:"شهید"ک" رو میشناختی؟"
:"اره اما نه زیاد...در حد سلام علیک"
:"خب من ایشونو بیشتر می شناختم ٬ایشونو رو ظهر بمب گذاری بعد ازنماز ظهر و عصر تو مسجد دیدم .خیلی گرفته بود. پرسیدم:"چی شده؟"
جواب داد:"یه خوابی دیدم که کلا تو شوکم...دیروز ظهر بعد از نمازعصر تو خونه چرتم گرفت...خواب دیدم دارم تو مسجد توی خون نماز می خونم..."
حقیقتش من هم شوکه شدم٬اما خودم را نباختم:"خیره انشالله! صدقه دفع شر می کنه ٬صدقه بده ٫اما خون توی خواب نماز رو باطل می کنه...زیاد جدی نگیر..."
نگاهش عجیب بود:"نمی دونم...صدقه هم دادم...اما دلم اروم نیست"
شب ٬ بعد از انفجار بمب اولین کسی که بالای سرش رسید خودم بودم. چند تا ساچمهء نامرد خورده بود٬یکی زیر سینهء چپش و یکی بالای گردنش.خون فواره زده بود بیرون.اما خودش تو شوک بود و داشت سوره حمد را می خواند: "ایاک نعبد و ایاک نستعین..."من خودم به چشم خودم دیدم داشت توی خون خودش توی مسجد علی نماز می خوند...حتی به در مسجد هم نرسید٬روی دوش خودم پرید"
گریه امانش نمی دهد ... هیئت راه افتاده است و او در حالی که هق هق می کند ارام ارام دنبال هیئت حرکت می کند و سینه می زند و مرا با هزاران سوال باقی می گذارد. وقتی به خود امدم که هیئت دهها متر از من دور شده بود...
ب*الف۱)برگ سبزی بود ـــ این سبز هیچ ربطی به سبز اموی ندارد ـــ تحفه درویشیمان از کربلای شهدای مظلوم فاطمیهء خونین مسجد علی ابن ابیطالب زاهدان.
ب*الف۲) من از دیدگاه سیاسیم فقط یک چیز را می دانم
اهن آبدیده را زنگ عوض نمی کند
چهره انقلاب را فتنه عوض نمی کند
به خیل دشمنان بگو به کوری دو چشمتان
مطیع امر رهبری رنگ عوض نمی کند
یا علی
